مپندار سکوتم از سر خوشی است یا که از خامی و ازناخوشی است
سکوتم بانگ فریادی است خموش بانگ طغیان و سفیر خاموشی است
بانگ مردم بانگ درد است و بلا یا که زخم کهنه ایست اندر سرا
بانگ دردم بانگ آهی است در بدن یا که خشم تازه ایست اندر وطن
این سکوت را بشنوید ای مردمان این خموش را بنگرید ای مردمان
این پیام را گوش کنید آوارگان سر زمین را بنگرید آزادگان
در سکوتم بانگ آوازیست خموش یا که حرف تازه ایست بهر فروش
[پیوند این پست] نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط س.الف.احمدپور
|



