تبليغاتX
نا امیدی بریدن انسان از خداوند،موفقیت و پیشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

غروب تنهاییگمانم که من نیز تنها شدم

 سبک بال گریزان ز تنها(2) شدم

تنهایی خداست و تنها او خالق است

که هستی ز لطفش در آسایش است

 کریم و علیم را به ماها نشاند

 مخلوق را به خالق چه زیبا رساند

هرآنکس که تنها او را شناخت

همیشه بسویش ره میشتافت

بدین گونه هستیم ما ماندگار

امین و شکیبا در این روزگار

در آخر تو پند گیر از این یادگار

که تنها(3) نباشد شما را قرار

زتنها(4) حس جدایی بگیر

گر اینگونه باشی آسوده بمیر

تو گر خواهی که یارش شوی

سراسر وجودی پارسا شوی؟

گوش کن زتنهایی و بیکسیت

که پیروز میدان تنها او یکیست 

تنهایی حس غریب و سختیست

گرش بود بدنیا همچو مستیست ...(ادامه دارد)


(۲)(۳)(۴)اجسام،جمع تن،مادیت محض
[پیوند این پست] نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط س.الف.احمدپور  |