تبليغاتX
نا امیدی بریدن انسان از خداوند،موفقیت و پیشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

دخالت خارجی،دخالت بیگانه؟! سنگ سر راه نیاندازید

«کار پاکان را قیاس از خود مگیر» عنوان نوشته جناب داریوش سجادی است که خطاب به اکبر گنجی در تاریخ 11/مهر86 نوشته اند.وی در این نوشته به نقد پاسخ اکبر گنجی پرداخته که در جواب مهندس سحابی به نفی «دخالت نظامی خارجیان» منتشر کرده بود. نگارنده ضمن تصدیق این بدیهی در خصوص اینکه اگر مبارزه ای هست باید در چارچوب «مبارزه ملّی»باشد و در این مبارزه نباید به قدرتهای دول خارجی متوسل شد، اما متذکر میشود که میبایست بین دول خارجی و سازمان ملل (که تقریبا تمامی کشورها از جمله کشور ایران در آن عضو هستند و نماینده تام الاختیار در آن دارند و منشورهای مختلفی از جمله متن اعلامیه جهانی حقوق بشر در آن بتصویب رسید و ایران نیز امضاء کرده است) تفاوتی جدی قائل بود.نمیتوان و درست هم نیست که سازمان ملل متحد را با مثلا دول آمریکا و روسیه و اسرائیل در مقام و هدف  یکی دانست.

  اصولا دول و حاکمان در معادلات و «مبادلات سیاسی منطقه ای و بین المللی» تنها بفکر تامین منافع و نهایتا منافع کشور و مردم خویش هستند،اما دعوت ازسازمانها،نهادها و شخصیتهای بزرگ چهانی (که پا را از «جامعه ملی» و «ملیت» خود فراتر گذاشته اند و با اندیشیدن به انسان و «جهان انسانی» به چهره هایی جهانی مبدل گشته اند) برای کمک در رسیدن به یک «دموکراسی کامل و دائمی» در کشورمان،نه تنها کاری عبث و «بیگانه گرایی» محسوب نمیشود بلکه کاری اساسی است که میتواند «مقبولیت جهانی» را در پی خود به ارمغان آورد.

بنی آدم اعضای یکدیگرند             که در آفریتش زیک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار          دگر عضوها را نماند قرار

و همچنین کمک خواستن ازسازمان ملل که منافعی جز تامین منافع اعضای خود از جمله ایران را نمیخواهد و بدنبال اجرای منشورها و مصوبات خود چون اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر است (که محوریت آنرا انسان و آزادی انسان و تامین حقوق انسانی همگان میباشد) را نمیتوان نامشروع و تصدیق «دخالت بیگانه و دول خارجی» دانست.

درست است که مهندس سحابی از کلمه «دخالت خارجی» استفده کرده و با تعبیر داریوش سجادی و ظاهرا تعبیر خود مهندس سحابی، آن واژه را بمنزله«دخالت بیگانه» و خروج از «مبارزه ملّی» انگاشته اند؟! اما واقعیت اینگونه نیست، چرا که با توجه به تفاوت فاحشی که بین اهداف دول و قدرتهای خارجی، با سازمان ملل و سازمانهای غیر دولی بین المللی (که مدافع حقوق بشرهستند و صلح جهانی بین ملل را دنبال میکنند)هست، هرگز نمیتوان دخالت خارجی را مطلقا به «دخالت بیگانگان و دخالت نامشروع» تعبیر کرد، زیرا اصولا«بیگانگی» بین اهداف چنین سازمانها و چنین شخصیتهایی با اهداف و مسیر ملتها و ملت ایران یعنی «دموکراسی خواهی کامل و همیشگی» در کشور وجود ندارد تا چنین دخالتی و چنین درخواستی برای کمک به ملت، نامشروع و غیر قابل قبول دانست بلکه این دقیقا «منظرها و مکملهایی» هستند که میتواند به چارچوب «مبارزه ملّی»کمک کنند واینکه شخصیتهای مبارزی چون "روح اله خمینی و دکتر علی شریعتی و ابراهیم یزدی" در روش مبارزاتی چنین رویه ای را نداشته اند چیزی از ارزش حرکت و مبارزه صحیح اکبر گنجی نمی کاهد .

 با توجه به اینکه مرزهای کشورها با تکنولوژی پیشرفته کنونی فرو پاشیده و مردم این کره خاکی (زمین)روز بروز در انسان بودنشان و در «کمال خواهیشان» به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند، چاره ای جز«دخالت مثبت» و کمک رسانی به یکدیگر وجود ندارد که حالا بخواهیم هر نوع کمک و یا دخالت خارجی بصورت مطلق منفی،سیاه و نامشروع خواند! و اگر اینگونه هست پس کمکهای کشورهای اسلامی اعم از دول و ملل به مردم فلسطین را باید از این دست دخالتهای خارجی و بیگانه و نامشروع خواند!؟

اصولا فلسفه و هدف اعلامیه جهانی حقوق بشر چگونه تامین میشود؟ آیا نه اینکه با یک اراده همگانی و جهانی امکان پذیر است؟

جناب سجادی پاسخ اکبر گنجی به مهندس عزت ا... سحابی را به داشتن «مغالطاتی» در پاسخ، متهم کرده است و دلیل خود را به خاطر اشتباهی میداند که به اعتقاد ایشان آقای گنجی مرتکب شده  و گفته است: "«مخالفت خود با دخالت نظامی در ایران» را جایگزین عبارت «اعتقاد به دخالت خارجی» مطروحه از جانب مهندس سحابی کرده اند." در حالی که شرح داده شد که نه تنها چنین اشتباهی از سوی گنجی صورت نگرفته که به اعتقاد نویسنده، ایشان درست پاسخ داده و ضمن رد دخالت بیگانگان و دول خارجی (اعم از دخالت نظامی و غیر نظامی) در عین حال بدرستی، از سازمان ملل و شخصیتهای جهانی برای حاکمیت دموکراسی همیشگی و کامل در ایران کمک گرفته است.

  آقای داریوش سجادی و مهندس سحابی نباید فراموش کنند که اکبر گنجی تا زمانی که در ایران بود در چارچوب همان «مبارزه ملّی» که آندو بزرگوار مدعی اند، در مبارزه هیچ کوتاه نیامد و هیچ سازشی از ایشان سر نزد اما برخی در همان مبارزه به اصطلاح «ملّی» دیدیم که چگونه در بیدادگاهها و حتی در دادگاهها کوتاه آمده و در انتظار آمدن «شرایط مطلوب» بر جای خود نشسته اند؟؟!!تا شاید شرایط بدادشان برسد؟!

 همه دیدند مبارزه «جوان»(اکبر گنجی) را و از پیش، مبارزه  «پیران»در«مبارزه ملّی» را(سحابی)؟ پیری که خود در آخرینباری که زندان بود چقدر زیر ذره بین اتهامات این و آن قرار گرقت! آیا آن تهمتها را نسبت بخود فراموش کرده؟ ایشان و ما باید بیاد آوریم آن اتهامات را و آن علامت سوالها را تا تصور نشود که «پیری» برتری و تمایزی ویژه در مبارزه بر «جوان» دارد.

ما در تاریخ بسیار داشتیم پیرانیرا که بخاطر محافظه کاریهای خود (که در دوران پیری به اوج خود میرسد) چه لطماتی را به جریان دموکراسی خواهی ایران وارد کردند!

 باید توجه داشت،اگرچه برکت با پیران است اما کندی و محافظه کاری و کم توانی و ناتوانی هم با همین پیران است که البته احترامشان بر همه جوانان نیز واجب است

.امید است اگر کسی نمیتواند برای ایجاد و تثبیت «دموکراسی کامل و همیشگی» کاری کند حداقل چهره آنانی که میتوانند، را مخدوش نسازند،تخطئه نکنند و سنگ سر راه نیاندازند.

[پیوند این پست] نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط س.الف.احمدپور  |