ساليان درازي است كه حقوق زنان در ممالك ديني و اسلامي به يك چالش جدي مبدل گشته است بطوري كه از آن بعنوان يك معضل نقض حقوق بشر ياد ميشود از اينروست كه دينمداران اگر بفكر اسلام هستند و برايش دل ميسوزانند بايد هرچه سريعتر نسبت به اصلاح دستورات ديني پيرامون حقوق زنان در جوامع كنوني اقدام نمايند و پويايي دين را در اين زمينه به اثبات برسانند تا تابلوي لگدكوب كردن حقوق بشري و انساني زنان بر پيشاني اسلام به زير آورده شود. نويسنده سعي دارد به نوبه خود در زمينه احقاق حقوق زنان در جوامع انساني از اينرو كه انسانند و نه بخاطر جنسيتشان فعاليت نمايد شايد اثر بخش باشد.
چندي پيش پرسشي داشتم از بانوي مجتهده زهرا صفاتي پيرامون مرجعيت زنان كه با پاسخ جالبي روبرو شدم و آن اينكه زنان هم ميتوانند مرجع تقليد باشند . اين پاسخ جالب مرا بر آن داشت تا از ديگر مراجع تقليد كه همگي هم مرد هستند استفتاء نمايم تا از نظرات ايشان بي بهره نمانيم و تقريبا همه بزرگواران پاسخ دادند. برخي از اين بزرگواران بدون توجه به شرايط زمان و مكان و بهره مندي از دلايل عقلي صرفا به برخي روايات استناد كردند كه حكايت از آن دارد كه از سوي برخي علماء هيچ سعي و تلاشي پيرامون بروز كردن و تطبيق كردن برخي دستورات ديني و تقليدي با شرايط كنوني صورت نمي پذيرد در حالي كه اصولا تقليد از باب ضرورت و بر فرض ناآگاهي است تا حصول آگاهي نسبت به حكم موضوع واجب شرعي است اما وجوب تقليد در هر شرايطي جايز نيست بلكه بر اساس دستورات مسلم و بلامنازع در صورت آگاهي كافي و وافي و داشتن توان استنتاج و استدلال فرد نسبت به احكام شرعي تقليد بر وي حرام نيز ميشود.
برخي از علماء مثل آيت ا... سيستاني نيز بدون تعيين حكم موضوع، دلايل را به مراجعه به كتب اصول و فقه حواله دادند!؟ اگرچه از نوع پاسخشان بر ميآيد كه ظاهرا نظر ايشان هم بر عدم تقليد از زنان است كه اميدوارم در فرصتي مناسب اقدام به پاسخي مناسبتر و روشنتر نمايد چرا كه در دريافت و ارايه احكام شرعي نبايد كوتاهي ويا ملاحظه كاري شود! برخي نيز با فرار از پاسخ سريع و به شيوه اهانت آميزي (به نظر من) پاسخي غير فقهي داده اند كه من از ذكر نام آنها خود داري ميكنم يكي گفته بود كه:«حق ندارد...(يعني زن حق ندارد مرجع تقليد شودو كسي هم حق ندارد از او تقليد كند...) كه واقعا بايد براي مسلمين تاسف خورد؟! فردي ديگر از اين بزرگواران نيز بدون تعيين حكم موضوع مورد پرسش گفته است!:«
اين بحث فائده چنداني ندارد زيرا آنچه عملاً و در خارج مي بينيم فاصله زيادي بين مجتهدين مرد و زن (اگر مجتهداني داشته باشند) از نظر علم و فضيلت وجود دارد » ظاهرا ايشان قايل به اين هستند كه در ميان زنان هيچ مجتهده اي وجود ندارد!؟ و البته حتي اگر چنين باشد كه نيست در فرض سوال ميبايست پاسخ ميدادند. به هر حال از نوع نظري كه داده اند ميتوان تشخيص داد كه نظر ايشان چيست؟...به برداشت من برخي فايده اينگونه مباحث را فقط در اين ميبينند كه مثلا بايد تعيين كنند انسان ميتواند چند زن داشته باشد؟! و چند تا را ميتواند صيغه كند !!!؟؟؟ اما و قتي صحبت از حقوق زنان ميشود آنرا با اين بهانه كه از موارد مبتلابه جامعه نيست از آن سر باز ميزنند ؟؟؟!!! و البته دو مورد پاسخ عالمانه و مسئولانه از دو شخصيت مرجع تقليد و معروف در علم و فقاهت نيز دريافت كردم كه اين دوپاسخ را به جامعه زنان مسلمان هديه مينمايم باشد تا زنان مسلمان خود از حقوقشان دفاع نمايند و احقاق حق كنند.آن دو فرد بزرگوار حضرات آيات حسينعلي منتظري قايم مقام سابق رهبري آيت ا... خميني و يوسف صانعي دادستان كل سابق در زمان رهبري آيت ا... خميني است كه عينا استفتاء و پاسخ آن دو فقيه عالي مقام در ذيل ميآيد . اين پاسخها نويدي است براي زنان تا بتوانند در همه عرصه هاي سياسي و اجتماعي و ديني حضوري ملموس و مساوي با مردان داشته باشند و اگر چنانچه موانعي مانع حضور ارزش واقعي آنها ميشود خود در رفع آن اهتمام بورزند و البته مردان انسان دوستي چون آيت ا... منتظري و آيت ا... صانعي نيز حمايت خواهند كرد انشاءا...پرسش یا استفتاء:در بين علما و جوامع اسلامي مرسوم است كه از زنان تقليد نشود و از سويي قول مشهور علما و آنچه در دستورات ديني در قران و كلام ائمه آمده در وحله اول وجوب كسب علم بر مسلمين است و بايد به درجه اي از علم برسند كه خود احكام ديني را بدست آورند و در صورت عدم توانايي در استنتاجات ديني واجب است از مجتهد اعلم تقليد كنند و از سويي قيد «مرد اعلم» متفق القول نيست.
با توجه به شرط اعلميت براي مرجعيت در تقليد خواهشمند است به سوالات ذيل پاسخ دهيد.
1-
آيا از نظر شما «مرد بودن» از شروط مرجعيت است؟ مبناي محكم فقهي و قرآني آن چيست.2- درصورت اعلميت خانمي در ميان علماي اسلامي آيا عقلاني و شرعي است از مرديكه كمتر از آن خانم مجتهده اعلم،دانايي دارد و كمتر از وي حكم خدا را ميداند تقليد شود؟ دليل شرعي و عقلي آن چيست؟
3- به چه دليل جنسيت از نظر برخي ملاك مرجعيت است و در برخي احكام شرعيه مشترك بين اكثر مراجع مثل شهادت(چهار شاهد مرد در برابر هشت شاهد زن) و ديات و ارث، تفاوت و تبعيض بسيار بين زن و مرد ميباشد. با تشكر 24/2/1385
آيت اللّه منتظري:باسمه تعالي پس از سلام مساله تقليد از مجتهد از مقوله حاكميت نيست بلكه از باب رجوع جاهل در هر فنّ به عالم و متخصص آن فنّ است و سيره عقلاء بر آن مستمر است. و نزد عقلاء در اين امر فرقي بين كارشناس مرد و كارشناس زن نيست.ان شاء اللّه موفق باشيد.26/2/1385
آيت اللّه صانعي:بسمه تعالى تحصيل علم و اجتهاد را نمي توان مخصوص مرد دانست; چرا كه همه انسان ها به كسب علم تشويق شده اند; و امّا مسئله قضاوت و مرجعيّت و ولايت و رهبري، مسائلي است كه عقيده بنده اين است كه زن مي تواند تمام اين مراحل و مراتب را دارا گردد و در مورد زن، بايد به زهرا(عليها السلام) و زينب و امّ كلثوم(عليهما السلام) و همه زنان با فضيلت عالم نگاه كرد.
بانوی مجتهده زهره صفاتی:به نظر اينجانب اگر خانمى به درجهاى از اجتهاد برسد كه در تمام فقه صاحب نظر باشد، تقليد از او ممنوعيت شرعى ندارد به دليل اين كه منعى از سوى شارع نداريم.
آيت الله موسوي اردبيلي :بنابر مشهور يكي از شرايط مرجعيت مرد بودن ميباشد.در مقام استفتاء مجال مجال ذكر ادلّه نيست،بايد به كتب مبسوطهي روايي و فقهي رجوع كرد.



