تبليغاتX
نا امیدی بریدن انسان از خداوند،موفقیت و پیشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

دو برداشت و دو گونه شناخت علمی

به طور کلی درباره رابطه جسم و جان، يا به عبارت ديگر ما بين پيکر انسان و حسيات و روحيات او، دو برداشت عام رواج دارد:

برداشت اول اين است که دستگاه جسمی انسان، يا آنچه به فيزيولوژی جانوری معروف است، کارکردی مستقل دارد. سلولها و اندامهای بدن وظايف و روابط متنوعی دارند اما به طور کلی از سيستم عصبی يا دستگاه روانی مستقل هستند.

برداشت دوم می گويد که ميان زيست جسمانی و عالم نفسانی افراد رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. به عبارت ديگر کار و فعاليت اندام ها و دستگاه های گوناگون جسمی از چند و چون حيات نفسانی آدمی جدا نيست.

مطابق اين دو برداشت، با دو گونه شناخت علمی روبرو هستيم: شناختی که جسم انسان را به عنوان پديده ای مستقل مورد مطالعه و کنکاش قرار می دهد، و شناخت ديگری که مطالعه جسم را بدون تحقيق و کاوش در روح و روان آدمی ناقص می داند.

امروزه بسياری از دانشمندان به ديدگاه دوم گرايش دارند، يعنی به اين اعتقاد رسيده اند که حيات انسان مجموعه ايست مرکب از فعاليت های جسمانی و کنشهای روانی. به عبارت ديگر فعل و انفعالات جسمانی انسان با زيست روانی او پيوندی نزديک دارد. اين رابطه بسيار مبهم و پيچيده و متنوع است، اما با مطالعه و تحقيق می توان به آن نزديک شد.

نفوذ عالم نفسانی بر جسم انسان

آنچه زمانی تنها حدس و گمان به شمار می رفت امروزه از طرف بسياری از متخصصان پذيرفته شده است که بيماری ها يا نارسايی های جسمانی با روندهای روانی و عصبی پيوند دارند.

بسياری از اختلالات روحی يا در بروز بيماری ها مؤثرند يا عامل تشديد کننده به شمار می روند. به نظر می رسد که پزشکان امروز بيش از گذشته به نارسايی های روحی و ناراحتی های عصبی توجه دارند.

آيا شما به اين جوانب توجه کرده ايد؟ به چگونه ارتباطی ميان جسم و جان آدمی معتقد هستيد؟ آيا نمونه ها يا شواهدی از رابطه عوالم جسمانی و نفسانی می شناسيد؟

[پیوند این پست] نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 7:10 قبل از ظهر  توسط س.الف.احمدپور  |