تبليغاتX
نا اميدي بريدن انسان از خداوند،موفقيت و پيشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

دسيسه هاي هرميدر ایران امروز تجارت «نت ورك ماركتینگ» به یكی از حساس ترین موضوعات اجتماعی،اقتصادی و حقوقی روز تبدیل شده است و دیدگاهها و نظرات متفاوتی اعم از موافق و مخالف را در پی داشته است.

بر اساس مطالعه و تحقیقات نویسنده،مساله نت ورك كه در حال حاضر مبتلابه جامعه و موضوع روز شده سه دسته را به موضع گیری و اظهار نظر پیرامون این تجارت با نشاط و زنده وادار كرده است كه عبارتند از:

1) مراجع تقلید و علمای دینی

2)حقوقدانان و قانون گذاران

3)دولت و دستگاههای حكومتی 

 این سه دسته عمدتا موضع گیریهای تند و حذفی با این نوع تجارت به طور مطلق داشته اند كه البته رفته رفته برخوردهای حكومتی،معطوف به شركتهای خارجی شد.بخشی از علمای فقه نيز هنوز به صورت مطلق با این فنّ مخالفت میورزند امّا انتظار میرود با فعالیتی كه در راستای روشن شدن زوایای تجارت نت ورك در حوزه های علمیه در حال انجام است،جنبه های مثبت امر برای مراجع دینی نیز روشن گردد و به مرور مخالفتهای دینی و شرعی نیز با نوع سالم این تجارت كاسته شود. 

اینكه چرا و به چه علّت بخش قابل توجهی از این سه گروه با تجارت نت ورك ماركتینگ(بازاریابی مشاركتی)یا بازاریابی چند سطحی،مخالفت میكنند بر میگردد به نحوه ظهور این تجارت در ایران.

در كمتر از یك دهه گذشته شركتهایی عمدتا خارجی نظیر هفت الماس،گلدماین و گلد كوئست همراه با فرهنگ جا ناافتاده غربی خود در ایران،فعالیت خود را آغاز كردند و بدون اینكه آموزش لازم به جامعه داده شود و بی آنكه فرهنگ اینگونه تجارت به صورت اصولی به مردم معرفی شود، صرفا با هدف كسب فرصتهای در آمدزاي بدون هدف و مسیر مشخص توسط برخی افراد،در حالی بعنوان یك پدیده نو ظهور پا به عرصه كسب و كار ما ایرانیان نهاد كه به مرور زمان دسیسه ها و اشكالات اساسی و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی فعالیت آنها بر صاحب نظران فنّ هویدا گشت.

 از آنجاییكه جامعه عوام ما و حتی جامعه علمی و دانشگاهی ما و نیز دستگاه های تصمیم ساز هنوز آنطور كه باید و شاید تفاوت بین بازاریابی شبكه ای و چند سطحی و مشاركتی با سیستمهای هرمی و تمایز اینها با سیستمهای دسیسه هرمی را متوجه نسیتند! سبب شده تا بجای رسیدگی به وضع نامطلوب تجارت الكترونیك در ایران و بر خورد با دسیسه های هرمی و غیر اقتصادی به ذبح و قربانی كردن تجارت سالم بازایابی چند سطحی و مشاركتی بپردازند.

به عبارتی قربانی اصلی دسیسه های هرمی كسی یا چیزی نیست جز «تجارت نت ورك ماركتینگ» یا «بازاریابی چند سطحی».و البته علت آن نه تنها فقر دانش در این خصوص است كه نبود قانون روشن و یا ضعف قانونی و ابهامات پیرامونی آن مشكل اقتصاد سالم را دو چندان كرده است.

 شركتهای دسیسه ای كه عمدتا یا در زمینه حقوقی یا شرعی و یا اقتصادی نقص و عیب دارند،منجر به شكست و متضرر شدن افراد و زیانهای مالی به مردم و منافع ملّی شدند.از اينرو مردم خسارت دیده كه به دنبال راه حلی برای جبران خسارت وارد شده میگشتند،كم كم به دادگاهها و دفاتر مراجع محترم تقلید روی آوردند به طوری كه این روند تبدیل به یك دغدغه بزرگ و جدّی برای علمای فقه(مراجع تقلید) و علمای حقوق(حقوقدانان و دستگاه قضایی) و اقتصاد ملّی(دولت) شد.

این روند رفته رفته تبدیل به یك چالش بزرگ برای تجارت سالم بازاریابی مدرن داخلی با سه گروه علمای فقه،حقوق و اقتصاد گردید.بر همين اساس تاكنون دسیسه های هرمی ضمن ایراد بزرگترین آسیب بر پیكره  صنعت كارآمد بازاریابی،در عین حال به سدیّ بزرگ بر سر راه توسعه كسب و كار مردم و جامعه تبدیل شدند،به طوری كه امروزه در ایران هر جا صحبت از بازاریابی شبكه ای و مشاركتی میشود از سوی برخی صاحبان نفوذ و قدرت،سریعا با تشبیه آن به دسیسه های هرمی از قبل حكم فعالیتهای دسیسه های هرمی را بر آن اطلاق میكنند! و خواسته و نا خواسته زمینه رشد و شكوفایی طبیعی آنرا به مخاطره میاندازند!

از آنجایی كه در كشور ما  بی گدار به آب زدن در مسایل مختلف فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی به یك رویه تبدیل شده است،تجارت شبكه ای و مشاركتی و به طور كل تجارت الكترونیك نیز از این رویه مستثنی نبوده و در امان نمانده است!

همه به یاد دارند كه زمانی با ظهور تلویزیون و سینما در ایران چگونه برخوردی با آن،از سوی برخی صاحب نظران عصر بعمل آمد!و هنوز كه هنوزه كم و بیش برخی با این جعبه جادویی!مشكل دارند!؟

در چند دهه گذشته نیز بیاد داریم كه ظهور كامپیوتر،اینترنت،ویدیو،سی دی و ماهواره در ایران،چگونه به یك چالش و معضل جدّی غیر اخلاقی در نزد برخی تبدیل شده بود و چگونه توسط برخی دستگاههای دولتی و غیر دولتی تقبیح میشدند!،اما دیری نگذشت كه حقیقت مفید و مورد نیاز آن تكنولوژیهای مدرن در جامعه،خود را به عنوان زمینه ساز رشد و بالندگی جامعه انسانی،خود را بر مخالفین تحمیل كرد بطوری كه امروزه در ایران از آن تكنولوژیها،بعنوان ضروریات رشد و ترقی زندگی انسانی یاد میگردد.و آنچه تقبیح میشود استفاده ناصحیح و یا سانسور ماهوی اینگونه تكنولوژیهاست.

عدم آگاهی كافی از علم بازاریابی مدرن و كافی و شفاف نبودن قوانین مربوط به تجارت الكترونیكی سبب شده تا این تجارت مدرن در ایران، همچنان بصورت بیمار و ناقص دامنگیر جامعه ما شود. والبته اين نقصان يزرگ در دنياي جهان سوميها و جوامع توسعه نایافته عمدتا اینگونه است.

باید اذعان داشت :این بیماری صنعت بازاریابی داخلی است که صنعت،تولید،تجارت،

كار و در یك كلام اقتصاد ما را بیمار كرده است.لذا میشود گفت:با شفای بیماری و درد صنعت بازاریابی تا حدود زیادی اقتصاد بیمار ما نیز شفا میابد.

اما اینكه چه عناصر و عوامل در این پدیده نو ظهور(دسیسه های هرمی) نهفته بودكهسبب ایجاد مخالفتها با بازاریابیهای سالم داخلی(نت ورك ماركتینگ)شده؟!

بطورخلاصه و مفید،میتوان علاوه بر نحوه ظهور این تجارت در ایران عناصر و عوامل ذیل را برشمرد:

الف)خروج ارز از كشور توسط شركتهای مشابه و دسیسه هرمی خارجی وعدم پرداخت مالیات به دولت.

ب) واقعی نبودن ارزش كالای مورد معامله توسط شركتهای خارجی مثل گلدكوئست كه یك سكه چهل یا پنجاه هزارتومانی را به ده برابر قیمت معامله میكردند.

ج) پرداخت درآمد (پورسانت) بازاریابان از منبع اصل پول افراد جدیدی كه وارد سیستم میشدند.                                                                                                 

د)غیر تولیدی وغیر اقتصادی و ضروری نبودن نوع كالای معامله درشركتهای دسیسه ای.

و) وجود جهل نسبت به ماهیت و كالای معامله بخاطر وجود كمپانیها در خارج از كشور و نیز به همین جهت محتمل بودن ضرر در معامله و احتمال غبن و غش و یا تضییع حقوق از فرد یا افراد در فعالیت دسیسه ای برخی كمپانیهای خارجی بعلت در دسترس نبودن و عدم امكان حضور مالكان در محاكم قضایی ایران و عدم احقاق حقوق افراد.

ه) تقویت مالی كفار و بلاد كفر با عضویت و فعالیت در برخی شركتها.

ی) غیر قابل فسخ بودن معامله در صورت پشیمانی و آشكار شدن موارد خلاف واقع در معامله.

*عناصر و عوامل فوق مواردی است كه سبب شده تا ضمن اجحاف حقوق ملی و فردی افراد،احساسات دینی و شرعی نیز بر انگیخته شود و متاسفانه همانطور كه ذكر شد بعلت نبود آگاهی كافی نسبت به ترفندها و دسیسه های هرمی در سطوح مختلف جامعه و از سویی كافی و شفاف نبودن قانون،نبود تعریف مشخص قانونی و  شرعی،از فعالیت هرمی و عدم تعیین مصادیق آن در قانون جاری و ساری كشور سبب شده تا تجارت صحیح و مورد نیاز اقتصاد كشور یعنی «صنعت بازاریابی» و«تجارت الكترونیك» بالاخص تجارت «نت ورك ماركتینگ»در كوتاه مدّت آسیب جدی و شاید غیر قابل جبران  ببيند.و این در حالی است كه برخی شركتهایی ایرانی و داخلی  بر اساس دانش صحیح بازاریابی مدرن و توجه به حساسیتهای دینی،اقتصادی،حقوقی و اجتماعی پا به عرصه رقابت نهاده و توان خود را بر تطبیق فعالیت خود با موازین شرعی و قانون جاری كشور و رعایت عرف نموده است. اما با این وصف بر لبه تیغ دسیسه های هرمی و جهل موجود، در حیطه قربانی شدن قرار گرفته اند كه امیدوارم با فقه پویایی كه تشییع علوی دارد و با وجود ظرفیت بالا و شایسته ایرانی برای گذر از اقتصاد سنتی به اقتصاد مدرن،كشتی خسته امّا پر از امید این صنعت بعد از كش و قوسهای فراوان و پشت سر گذاشتن طوفانها و چالشهای بزرگ و مرگبار، هر چه سریعتر با تدبیر بجای قانون گذاران،حقوق دانان و اقتصاد دانان بر جسته كشور بر ساحل امن بنشیند.

لینکهای مرتبط:


همین مطلب در سایت تخصصی mlm در قسمت فقهي آن

راز ثروتمند شدن و میلونرهای خود ساخته(mlm)

باور ذهنی،شما آن چيزي هستيد كه باور داريد(mlm)

طي 8 روز گلدكوئست 15ميليارد تومان از كشور خارج كرد(mlm)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

شمع ميسوزد تا روشنايي بخشدمتقي نويسنده وبلاگ طنين سكوت با من تماس گرفت و گفتكه يكي از دوستان مستند ساز قصد دارد تا فيلمي از ابراز احساسات روحانيون معظم هنگام تماشاي مسابقه تيم فوتبال ايران با تيم ملي پرتقال در جام جهاني 2006 آلمان را تهيه كند، بنده خدا هرجا رفته بود علماي بزرگوار مشغول عبادت و كارهاي بزرگتري !!؟؟ بودند خلاصه چون از بزرگان اهل يقين و يمين و امين و غير ذالك بهره اي نبردند با حقير سراپا تقصير بي سواد تماس گرفتند (شايد بيكاري ما بيشتر از ديگران باشد) . البته منهم طبق معمول آنها را به باد انتقاد گرفتم كه هر وقت كفگيرتان به ته ديگ ميخوره بياد ما بي سوادا ميافتيد!!! و گفتم آخه تو اين دنيا اينهمه سوژه وجود داره حالا شما بايد بفكر سوژهء آخوندي بيافتيد!؟ آخه مگه تو اين مملكت گل و بلبل! سوژه كم داريم؟ و يا قحط الرجال شده كه چسبيديد به آخوندهاي نازنين!؟

...و در آخر چون منو قانع كردند كه قصد خدمت به مقام شامخ روحانيت را دارند نه روحانيون!(منظورم همان يت و يون قديمي خودمون) و از سويي نميتوانند سو‍ژه را انتقادي ببينند بلكه با كمي پاچه خواري قصد خدمت به روحانيت معظم را دارند، تا مردم ِ از روحانيت بي خبر! بدانند كه روحانيت به تنهايي و يك تنه چگونه به تماشاي مسابقه فوتبال ملي در منازل خود مينشينند و چگونه عِرق ملي خود را به رخ حريف و دشمن از ما بي خبر ميكشند؟! سرتان را درد نياورم چون منِ طلبه بي سواد در شهرك مهديه زندگي ميكنم يعني شهرك سازماني روحانيت قم و در قلب روحانيت قرار دارم قرار شد تا براي بازي ايران و پرتقال تعدادي از روحانيت و روحانيون روشنسر و پيشرفته را اطلاع دهم تا در اين مهم شركت كرده قدم رنجه فرموده به منزل اين حقير واقع در همان شهرك سازماني تشريف بياورند يعني راس ساعت 4بعد از ظهر روز چهارشنبه 31/3/1385 بنده حقير سيد پيغمبر زاده نيز ماموريت و هماهنگيهاي لازم را بعمل آوردم.

با حدود بيست نفر تماس گرفتم پنجاه در صد(موسوم به راست!) بلافاصله با غضب پيشنهاد مرا رد كردند و سفارش كردند تا طلبه ها را به حال خود گذاشته و بگذارم به مباحث علمي و عباديشان بپردازند و الاّ هرچه ديدم از چشم خويش ديدم ؟؟!! و پنجاه در صدديگر يعني آنهايي كه سرشان حسابي روشن بود و خود را چپ ميدانستند! و ديگران را راست و سر خاموش ميدانستند وعده دادند كه خيلي خوب است و راس ساعت تعيين شده در منزل من فلك زده خواهند آمد! البته قبلا پيشنهاد داده بودم چنانچه منزل بنده را قابل نميدانند، من وبر وبچه هاي فيلمبردار حاضريم به خانه هاي آنها بياييم؟ امّا متاسفانه هيچ داوطلبي پيدا نشد و قرار شد تا همه قدوم مبارك را به خانه من نهاده و منزل بنده گنه كار را با سر روشني خويش منور سازند !(بيچاره من؟!)

بالاخره روز و ساعت موعود فرا رسيد، همه چيز مهيا براي خدمت به روحانيت معزز... چشمتان روز بد نبيند چشمانم داشت از حدقه در ميآمد از بس كه گوشهايم منتظر شنيدن صداي زنگ خانه بود؟! مسابقه شروع شد و تخمه ها و ميوه هاي رنگين بهشتي هم همچنان در انتظار دندان و شكم مبارك علماي روشنسر و منور الفكر به در و ديوار خانه ذلّ زده بودند و هيچ خبري نشد... گاهي متقي نگاه ميكرد و گاه سيد فيلمبردار جعفري و گاه من خجول به هر دو ... البته خالي از شوخي من يه جورايي هم خوشحال بودم چون قبلا به آقايون گفته بودم كه علماي منظور وعده داده اند! اما از آنجايي كه وفاي به عهد خيلي براي منور الفكر ها اهميت ندارد احتمال خلف وعده وجود دارد...به همين خاطر از اينكه حرفم به كرسي نشست خيلي هم از نيامدن آقايان ناراحت نشدم/ خلاصه گوشتان چشم بد نبيند! وقتي خبري نشد با برخي از علماي هماهنگ شده بخصوص آنها كه قصد داشتند تا مرجع تقليد شوند؟! تماس حاصل شد كه آقا ! خلف وعده از سر چيست؟ و بعد از فدايت شوم و فلانت شوم... اي دل غافل فهميدم كه بندگان خدا چقدر مظلومند و روشنفكرند! كه بنده حقير گنه كار هيچ نوفهم...!!!من تو اي دنيا هيچ نوفهمم!!! آخي طفلكيها!!!؟ آنها كه تقصير نداشتند،مشكل من بودم و وبلاگ من!!!؟؟؟چون آقايان فرمودند كه چون ميخواهند مرجع تقليد شوند! آمدنشان به منزل ما برايشان هزينه آور است!!! و ممكن است تصوير انورشان بدست نا اهلان افتاده و خدايي ناكرده بدست نا محرم بيافتد؟؟؟!!! من ِ از همه جا بي خبر گفتم مگه چي شده؟!

 گفتند : آخه شما وبلاگ داريد!!!!!!!!!!!! از اين كشف بزرگي كه آقايان داشتند !!! از تعجب  داشت قلبم مي ايستاد!!!! 

گفتم:آخه مگه داشتن وبلاگ جرمه؟؟؟!!! يه جورايي جواب دادند كه، براي چند لحظه فكر كردم تروريست شدم و خودم خبر ندارم ...و بالاخره هم هيچكدام نيامدند كه نيامدند!!! و بخاطر اينكه كارگردان و فيلمبردار باورشان نشود كه روحانيت چقدر از دنيا پرت است!!! سريع به يكي از دوستان روحاني تلفن كردم و دعوتش كردم،ايشان هم بعد از نيم ساعت تاخير به نيمه دوم رسيد و فيلمبردار حال كرد از اين همه روحاني ورزش دوست و كشور دوست كه چقدر پيروزي يا شكست تيم ملي برايشان اهميت دارد!!! تا توانست از ما دوتا روحاني عقب افتاده بي سواد فيلمبرداري كرد و هي مدام مصاحبه ميكرد و از اينهمه شور و روشنفكري روحانيت به وجد آمده بود !!!(البته طوري كه فيلم رنگي اش ار روشنايي فكر مان،سياه و سفيد شده بود!!!)...

نميدانم اين وبلاگ نويسي چه درديه؟ نه ميتوانم رهايش كنم و نه از خطراتش در امانم؟ چند وقت پيش هم اين وبلاگ پژواك خاموش مشكل ديگري هم برايم درست كرده بود وآن اين بود كه من بخاطر اينكه هيچ درآمدي براي تامين زندگي نداشتم تاكسي تلفني راه اندازي كرده بودم تا محتاج نامردي نشوم و سربار كسي و يا جامعه نباشم(در همين شهرك سازماني حوزه علميه قم) اما بارها اداره اماكن نيروي انتظامي به بهانه هايي كه اكثر تاكسي تلفنيهاي شهر قم داري آن بهانه ها بودند! آنرا تعطيل و پلمپ كرده بود و من با پيگيري و سماجت موفق به راه اندازي مجدد آن ميشدم تا اينكه براي هميشه آنرا تعطيل كردند ميدانيد چرا؟

چون بازم پاي وبلاگم در ميان بود! وقتي اخطاريه تعطيلي و پلمپ مجدد آژانس بدستم رسيد طبق معمول به اتحاديه تاكسي تلفنيهاي قم مراجعه كردم تا ببينم ايندفعه چه دسته گلي به آب داده ام و خود خبر ندارم؟! كه رئيس اتحاديه گفته بود: آقاي فلاني! (اين آقاي ...متصدي تاكسي تلفني ...)آمده است و گزارش داده كه شما سايت داريد و وبلاگ نويسي ميكنيد!!!!! (تاكسي تلفني ايكه در شهرك مهديه رقيب من بود و متصدي آن يك روحاني از ما بهتران و خود آژانس هم وابسته به يكي از شخصيتهاي روحاني با نفوذ در بين برخي دستگاههاي... قم است) گفتم خوب چه ربطي دارد؟! گفت: بخاطر اينكه شما در حاشيه خياباني هستيد كه عرضش كمتر از بيست متر است ؟ گفتم خوب خيابان چه ربطي به وبلاگ و وبلاگ نويسي دارد؟! گفت خلاصه اگه خيابان را عريض نكنيد بايد تعطيل شويد!!!!(البته منظورش اين بود كه بايد وبلاگ را تعطيل كنم منتها بنده خدا روش نميشد چون مشابهه مشكل من يعني20متري نبودن خيابان را خيليهاي ديگه داشتند امّا با مشكل تعطيلي مواجه نبودند!!!) خلاصه كار بجايي رسيد كه از بركت وجود وبلاگ پژواك خاموش، تاكسي تلفني مهديه كه متعلق به اين حقير بود براي هميشه تعطيل شد و من ماندم و ..... زياد !!!!!!!؟؟؟؟؟ خدا بگم چكار كنه اين پژواك خاموش را كه اگه روشن ميشد نميدانم چه بلايي بسرم ميآورد؟؟؟؟!!!!

طوري نيست ديگه وقتم بيشتر شده و سعي ميكنم روشنترش كنم آخه به اين دردسرها ديگه عادت كردم ميخواهم برم سراغ دردسرهاي حسابي نظر شما چيست؟


گزارش وبلاگ طنين سكوت در اين خصوص:كليك كنيد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  |